خرید بک لینک
سلام مهربونم

اومدم بنویسم امروز پنجشنبه 8مهرماه 1395 ساعت 10:41تقریبا ...

دومین تماس منو تو بود.....اما امروز اولین تماس دوره نامزدیمون بود....

باهم کمتر تماس میگیریم چون من روم نمیشه هنوز......و اینکه همیشه خانواده هستن بیشتر حیام میشه....

ولی خیلی خوشحال شدی وقتی یهو بهت زنگ زدم میخواستی بری پول آرد پرداخت کنی.. تو پیچ بودی و وقتی من زنگ زدم ایستادی یه گوشه تا که راحت تر صحبت کنیم....

در حد 5 دقیقه باهم حرف زدیم و بعد خداحافظی کردیم.....

مینویسم تا روزی بیادم باشند خاطرات قشنگ باهم بودنمون اما کنار هم نبودنمون.....

ان شالله روزی که ازدواج کردیم همه این روزای قشنگ یادآورشون برامون شیرین میشه....گلم اون تماسای قبلش مال زمان خریدمون بود که وقتی تو رفتی قران بخری و منو مامانت رفتیم تو پارکینگ جای ماشین منتظرت بودیم........اون موقع زنگ زدم که کجایی ما فلان جاییم........

تماس اولی که افتاده تماس عشق و محبتمون بود...

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 6:00

صفحه بندی