چندروز دیگه تولدمه...![]()
جالبش اینجاست که خودم از خودم پذیرایی میکنم![]()
آخه عزیزم یکم مشغله فکریش این روزا زیاده..
بخاطر راه اندازی مغازه... و کارای دیگه.....
اونوقته که منم بش دیشب یادآوری کردم
"یادت نره تولدمو تبریک بگی ها"
حرفهای دیشبمون![]()
مـــــــــن:نفسم
بهادرم:جون دلم
مــــــن:یادت نره تولدم اولین نفری باشی که تبریک بگی...
اگه فراموش کردی میزنمتا....![]()
بهادرم:عزیزم چشم..یادم هست..
مــــــن:مرسی گلم
بهادرم:اگه شنبه رفتم تهران نشدبیام خونتون واسه تولدت
"کادوی تولدتو"میدم یکی برسونه دستت..
مـــــــن:ولی من دلم میخواد خودت بیای بهم بدی![]()
بهادرم:اگه وقت شد و تونستم بیام چشم عزیزم...
مــــــن:مرسی عزیزم...اگه هم نشد اشکال نداره...
فقط ایشالله سلامت بری وبرگردی..
بهادرم:فدایی داری اونم شدید...
مـــــــن:![]()
![]()
![]()
عزیزم بابت خوبیات ممنونم.....
درکل "ایشالله همیشه تنت سالم باشه"
و من این آرامشی که کنارت بدست آوردم رو
همیشه باسلامتیت داشته باشم..ایشالله......

برچسب:
نویسنده: سام نصیری