
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «روزای قشنگ باهم بودنمون» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اومدم از روز عروسیمون و باهم بودنمون بنویسم.....26 ام روز یکشنبه ساعت 11 ونیم صبح من آرایشگاه رفتم تا ساعت 4 که نفسم اومد دنبالم . و رفتیم آتلیه....و بعد از اینکه عکسامون تموم شد اومدیم خونه...مهمانا همگی اومده بودن...کمی طول...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «یه روزی که ممکن بود بد بشه» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. میخوام از روز 29 ام شروع کنم.... روزی که متعلق به من بود.... روز زن.....منو نفسم بیرون بودیم.... موقع برگشت تصادف کردیم...... آخه چون ماشینمون رو فروختیم... فعلا این مدت با موتور جابجا میشیم.....منم چادرم میره تو زنجیر موت...
ادامه مطلب
در این گزارش به بررسی کامل «یه مسافرکوچولوی تو راهی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یه خبر خوششششششششششش...27 /4 من تست بارداری زدم + شد... و فرداش رفتم ازمایش دادم که مطمین تر بشم.... و خداروشکر + بود....بالاخره تصمیم گرفتیم بعد از 6 ماه زندگی دونفرمون رو تبدیل به " سه نفره بودن "کنیم.....خیلی ...
ادامه مطلب
سلام... بعد از مدتها نبودن.. بالاخره اومدم... فنچ کوچولوی زندگی ما هم بدنیا اومده... الان 5 ماه و 12 روزشه... دختر هستش... اسمو گذاشتیم " بارانا " یعنی...
ادامه مطلب
سلام .... مینویسم....مینویسم که زندگی با بچه سختیایی داره... شاید بخوام بیام بنویسم. از خودم از زندگیمون. اما نمیشه... همش به دخترم باید برسم. الانم که فرنی خور شده. باید بهش قطره و فرنی بدم. نق زدناشم که بیشتر شده... اصلا نمیذاره خواب راحتی داشته باشیم. ...
ادامه مطلب
سلام ب عزیززندگیم........یه خبر خوششششششششششش... 27 /4 من تست بارداری زدم + شد... و فرداش رفتم ازمایش دادم که مطمین تر بشم.... و خداروشکر + بود.... بالاخره تصمیم گرفتیم بعد از 6 ماه زندگی دونفرمون رو تبدیل به " سه نفره بودن "کنیم..... خیلی شیرینه خاصیت عشق...عشقی که همراه با آرامش باشه.... و این عشق و آرامش زندگیتو بخوای به یه کوچولوی توراهی هم تقسیم کنی.... من شاکرم.... و توکلم فقط برخداییست که همیشه خوب بوده و هست.... ممنونم خدا که بهمون یه مسافر تو راهی عطا کردی... پریروز رفتم سونو دادم 55 روزم بود..... خدا میدونه جنسیتش چی باشه... انشالله سالم باشه.... و بعد علاقه زیاد به پسر دارم از خداسا...
ادامه مطلب
سلااااااام عزیزدلم....اومدم از روز عروسیمون و باهم بودنمون بنویسم..... 26 ام روز یکشنبه ساعت 11 ونیم صبح من آرایشگاه رفتم تا ساعت 4 که نفسم اومد دنبالم . و رفتیم آتلیه.... و بعد از اینکه عکسامون تموم شد اومدیم خونه...مهمانا همگی اومده بودن... کمی طول کشید تا حاج آقا اومد و عقدمون کرد.... ساعت 21 و 3...
ادامه مطلب
همسر مهربونم سلام.....میخوام از روز 29 ام شروع کنم.... روزی که متعلق به من بود.... روز زن..... منو نفسم بیرون بودیم.... موقع برگشت تصادف کردیم...... آخه چون ماشینمون رو فروختیم... فعلا این مدت با موتور جابجا میشیم..... منم چادرم میره تو زنجیر موتور.... وای خدا......بعد تا نفسم ترمز میگیره...اینقده ق...
ادامه مطلب
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزسمانه..... مثلا اونروز قهربودیم.....رو موضوع پرده.... قهر یساعت دوساعتی.... اخرش که داشتم تو وبلاگمون مینوشتم تو بهم پیام دادی و بعدش اشتی کردیم.... برا آشتی کردنمون تو پیامدادی وگفتی : بهادرم: سمانه مـــــن: جون سمانه بهادرم:یه چایی برا شوهرت آماده میکنی تا 10 دقه دیگه اونجاباشم؟! مــــــن: اره عزیزم....حتما...منتظرتم..... و اینطور میشه که "همیشه" آشتی کردنمون فقط با پیامک دادن آشتی حساب نمیشه......... بلکه نفس میاد " خونمون "...تا منو ببینه...منم اونو..... بعد آشتیمون قشنگتر میشه..........! " آشتی ما..قشنگترین آشتی دنیا میشه...! "...
ادامه مطلب
سلام گل خودم....! دیشب ساعت 23:30 منـــــــــــو بهـــــــــــــادرم بهـــــــــــــــادرم: نفسم بیدارین بیام خونتون؟ مــــــــــــــــــن: گلم بابامو برادرم خوابن...منو مامانمو خواهرم بیدار.... مـــــــــــــــــــن: ولی بیای جون من بهــــــــــــــــادرم: چشم نفسم...ده دقیقه دیگه در رو برام باز کن... مــــــــــــــــــــن: باشه عزیزم... بهـــــــــــــــــادرم: نفس یه چایی برام آماده کن تا بیام بخورم... مـــــــــــــــــــن: چشم گلم... و بعد من رفتم در رو باز گذاشتم و اومدم داخل .. تا چایی رو آماده کنم... و همینطور میوه و شربت برا عزیزمم اماده کرد...
ادامه مطلب
دیشب عزیزم اومدش خونمون.....ولی خب خیلی زود رفتش...... آخه برادرش کار داشت دیگه باید میرفت... ولی همینکه همو دیدیم.. همینکه نفسامون زیر یه سقف بود بازم شکرررررر... انتظار زیباترین تصویر دنیاست "وقتی حاصل تصویرش تـــــــــــــو باشی" اینم یه دونه از پیامای قشنگت.... ...
ادامه مطلب
سلاااااام مهربونم..... اگه میگم مهربون ..چون واقعا مهربونی.... هر چی بگم کم گفتم....آخرش باهات آشتی کردم.... چون میدونستم قهرفاصله میاره... هرچندمن از تو مطمینم و میدونم فاصله بین منو تو بوجود نمیاد.... چـــه لحــ♥ـظه قشنـــگیه … کـــه بعد از کلی صبــر ، عشقــ♥ــت بشـــه همســـرت .....! من خـــوشبخــــت ترینم .. چـــون تــــــــو رو دارم .. تــــــویی که .. حتـــــی فکر کردن بهت .. قلبمـــــو گرم میکـــــنه .. تـــــو رو با همـــه دنیــــــا هم عوض نمیکنم .. هیـــــچوقت اینقــــــدر آرامش نداشتـــم محبوب ِ قلبـــــم .. دوســــــت دارم ...
ادامه مطلب