زندگی منو نفس زیر سقف مشترک - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 11:22
بعد از مدتی نبودنم ... سلاااااااااااااااااامی میکنم به همه کسم......امروز 5 ماه و 4 روزه از ازدواجمون گذشته....... و من شاکرتراز هرروز و دیروزم....... نفسم..همه کسم...خیلی خوبه....مهربونه....هرچی بخوام برام فراهم میکنه...هر چیزی .....هرچیزی....! خدای من شکرت بخاطر همسر مهربونم....خوشحالم که ورودش ب
جایزه خوشکل من - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 23:45
یه دونه مهربوووووووووووووووونم سلام.......... خاطره اولین جایزم که بالاخره یبار شد جواب دادم به سوال نفس و برنده شدم......... دیشب به نفس اس دادم.... بعد از این پیامکای کوتاهمون ...نفس هول و هوش 21:10 میاد خونمون..... نگو جدی جدی برام جایزه یا همون کادو خرید و آورد..... خیلیییییییییییییییییم غافلگیر...
ممنونم ازت مهربون - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:05
سلااااااااام گل من...! چندروزی هست که دست ب کارشدیم و داریم خونمونو درست میکنیم..... ای چندروزا منم به بابامو برادرم خیلی تو ساختمون کمک کردم.....خیلیم خسته شدم.... .خداییش من که اهل این چیزا نبودم.. البته اونم به این شدت که بخوام از صب تا عصر یه سره کمک باشمو از خواب ظهرمو صبحم بزنم... فقط ب این دل...
ساخت آشیونمون - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:05
اومدم بنویسم.....از خـودم...از نفـــــس... و از آشیونمون..... چند روزی هستش که پلاستر سیمان ساختمونمون تموم شده...... داداشمو بابامم کارای نه چندان جزیی رو انجام دادن تا فردا دوشنبه سرامیک کار بیاد و سرامیک خونمونو انجام بده..... کارای نه چندان جزیی: ماسه کشیدن تو ساختمون.... پرکردن کف حمام و آشپزخو...
فرشته مهربونم تویی - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:05
فرشته مهربونم....سلاممممممممم...! خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟ این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟ این چه ماهی است که در روزها هم در آسمان است و نور میدهد؟ این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟ این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟ ای...
پروردگارم شکر بخاطر نگاهت - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:05
مهربونم.....!!!!! همیشه پر از مهربونی بمان....... حتی اگه هیچ کس قدر مهربونیت رو نداند........ این ذات و سرشت توست که مهربون باشی....... تـــــــــــو .... منــــــــــی داری ... که بعد از خدایت برایت جبران میکند.....! بالاخره تختخوابمونم آماده شده....... خیلی شیکه و خوشکل.... البته روتختی هنوز نگرف...
دلخوری..ناز... - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:05
قشنگ من کجایی؟ از ظهرتاالان ازت خبر ندارم.....مثلا قهریم........ بهم پیام میدیما......ولی عزیزم و نفسم درکار نیس..البته از طرف من بیشتر درکارنیس...... آخه تــــــــو گفتی میخوام پرده خور پذیرایی طوری باشه که درب پذیراییم پرده خور داشته باشه..... ولی مــــــــــن میگم دوس دارم فقط پنجره پرده خور داشت...
آشتی ماقشنگترین آشتی دنیاست....! - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:04
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزسمانه..... مثلا اونروز قهربودیم.....رو موضوع پرده.... قهر یساعت دوساعتی.... اخرش که داشتم تو وبلاگمون مینوشتم تو بهم پیام دادی و بعدش اشتی کردیم.... برا آشتی کردنمون تو پیام دادی و گفتی : بهادرم: سمانه مـــــن: جون سمانه بهادرم:یه چایی برا شوهرت آماده میکنی ت...
اینم عکسای دستامون.... - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:04
قشنگترین مرد زندگیم سلاااااااااام... امروز که اومدی خونمون خیلی متفاوت تر از بقیه روزای دیگه شد...... میدونی که دیگه چرا....؟! چون بعداز عکس گرفتن تو شب نامزدیمون...امروز اولین بار بود که باهم عکس انداختیم...... چه آرامش خاصی داری عزیزمن......! همینکه در باز میشه و تـــــو رو میبینم انگار هیچ غمی ند...
عشق تا بی نهایت - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 17:04
سلااااااااااااااااااااااااام عزیزم..... الان که من دارم مینویسم تــــــــــــــــو مغازه ای..... خسته نباشی عزیزم....! فردا قراره سفیدکار بیاد......انشالله....اگ مشکلی پیش نیاد ..به لطف خدا همین ماه خونمون تکمیل میشه....! امشبم شب یلداست.... گردش سال فقط یک شب یلدا دارد....امـــــــا ... مـــــــن ب...
تاخیر وصال - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 10:20
مهربون ترینم.... این روزها اتفاق خاصی نیفتاد.....فقط نفس میره مغازه و گهگاهیم اینجا سرمیزنه .....خداروشکر درآمدخوبه..... تنها اتفاقی که افتاد خاص نیس ..فقط بد است..... خبر بــــــد: اینکه از برادرای زن عموم فوت شدن..خدارحمتشون کنه...غم بزرگیه دوتابرادر باهم فوت بشن........ باعث شدش که رسیدن منو نفس ...
مروری بر خاطرات - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 15:58
منْ معنیه تمامِ واژه های عاشقانه را در نازِ چشمانِ تو یافتم منو عشقم نه لیلی و نه مجنونیم نه شیرین و نه فرهاد مـــــــــــــــا خودمون یه داستان جدیدیم به اسم " سمــــانه و بهـــــــادر " خـــــــــدایا....!هیچ میدانی که همیشه به موقع به داد دلم تـــــو میرسی... آنجا که خسته ام....آنجا که دل شکسته ا...
دوست دارم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:32
مهربونم...! مــــــــــــــــــــــــا بــــــــــــــــــــــــــــرای باهم پیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرشدن قســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خـــــــورده ایم اومدم اینجا تصویر تخم مرغی که جلوی چرخ ماشینمون شکوندمو اینجا ثبت کنم..... تا عاشقانه هامون یادگاری بمونه برای ه...
مخاطب خاص زندگیم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:32
عزیزمن.....! الان 3 روز شده که مغازه روبراه شده و عزیزدلم فروش داره..... از خــــــــــــدامون هردو میخوایم فروش بهتر و بهترم بشه.... و یه چیز دیگه: بالاخره تصمیم بر این شد ب نظر خانواده هامون احترام بذاریم . و واحد بالای خونه بابامو بسازیمو اونجا زندگی کنیم.... من کلی گریه کردم بخاطر این موضوع....د...
یه حس قشنگ..... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:32
سلام گل خودم....! دیشب ساعت 23:30 منـــــــــــو بهـــــــــــــادرم بهـــــــــــــــادرم: نفسم بیدارین بیام خونتون؟ مــــــــــــــــــن: گلم بابامو برادرم خوابن...منو مامانمو خواهرم بیدار.... مـــــــــــــــــــن: ولی بیای جون من بهــــــــــــــــادرم: چشم نفسم...ده دقیقه دیگه در رو برام باز کن...
خدایا بابت خرید ماشین ممنونم.... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:05
سلام همه وجودم....... نمیدونم چجور از خدا تشکر کنم.... و اما ب بهادرم....نمیدونم چی بگم که تو اینقده خوبی و احساس مسیولیت میکنی... امروز ساعت 13 و اندی نفسم یهو برام عکس فرستاد... و غافلگیرم کرد... خداروشکر... " بالاخره مــــــاشین خریدیم"..... خدایااااااااااااااااااااا تن نفسمو سالم نگه دار که همیش...
بهترین تولد من باوجود عشقم - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 5:56
سلام همه وجودم... میخوام امشبمو که بهترین شب زندگیم بود رو با نوشتن تو وبلاگمون مرور کنم...... امروز من درحال درست کردن کیک خامه ای خونگی بودم.... که ب نفسم پی ام دادم و گفتم هرجور شده باید برا شام هم همینجا باشی نه فقط بعد از شام بیای...... اونم گفتش چشم..... خلاصه من رفتم تو آشپزخونه...و غذامو درس...
حوصلم سر رفته... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 5:55
مهربـــــــــــــــــــونم...! دیشب بعد از تو که شب بخیری دادی خوابم نبرد.... منم نمیدونستم چیکارکنم آخه خواب رو چشام نمیومد..... اومدم با گلای قشنگت که برام آوردی و قرآنی که خریده بودی یخورده مثلا خلاقیت ب خرج دادم... میگن سوره "یوسف" خوندنش عشق بین دو طرفو آتشین تر میکنه.... منم شاخه گلتو گذاشتم ل...
کاش باشی براتولدم..ایشالله - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 7:00
سلام عزیزم... چندروز دیگه تولدمه... جالبش اینجاست که خودم از خودم پذیرایی میکنم آخه عزیزم یکم مشغله فکریش این روزا زیاده.. بخاطر راه اندازی مغازه... و کارای دیگه..... اونوقته که منم بش دیشب یادآوری کردم "یادت نره تولدمو تبریک بگی ها" حرفهای دیشبمون مـــــــــن:نفسم بهادرم:جون دلم مــــــن:یادت نره ت...
حرفهای قشنگت - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:57
دیشب عزیزم اومدش خونمون.....ولی خب خیلی زود رفتش...... آخه برادرش کار داشت دیگه باید میرفت... ولی همینکه همو دیدیم.. همینکه نفسامون زیر یه سقف بود بازم شکرررررر... انتظار زیباترین تصویر دنیاست "وقتی حاصل تصویرش تـــــــــــــو باشی" اینم یه دونه از پیامای قشنگت....

برچسب‌های محبوب

یه حس قشنگ | هی روزگار | مخاطب خاص زندگیم | مروری بر خاطرات